معنی دهدلی
9 بازدید
[ دَهْ دِ ] (حامص مرکب) پریشان حالی. پریشان خاطری. اضطراب و دلواپسی. تشویش و نگرانی. (یادداشت مؤلف): تا از هر جانب دوستان شادمانه شوند و حاسدان و دشمنان به کوری و ده دلی روزگار کران کنند. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۷۲). و رجوع به ده دله شود.
کلمات همقافیه با «دهدلی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «لی» برای سرودن شعر