معنی دهدقة
8 بازدید
[ دَ دَ قَ ] (ع مص) شکستن و بریدن چیزی را. (منتهی الارب) (آنندراج). دهداق. (ناظم الاطباء). || بریدن گوشت شکستن استخوان آن را. || گرد گردیدن گوشت پاره از جوشش دیگ. (منتهی الارب) (آنندراج). رجوع به دهداق شود.
کلمات همقافیه با «دهدقة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قة» برای سرودن شعر