معنی دهخدای

معنی دهخدای

8 بازدید
[ دِ خُ ] (اِخ) دهخدا. ابوالمعالی رازی، از معاصران حکیم سنایی و از فضلای عراق و شعرای بزرگ قرن ششم هجری بود و به وفور فضل و ذکای خاطر ابن ذکا را تعبیر می کرد و شعرای آن عصر خوشه چین فضل و دانش او بودند. ابیات زیر از قصیدهٔ اوست: خروش من همه از چیست؟ از نعیب غراب که دور ساخت مرا از دیار و از احباب کنون که کرد نعیب غراب هجرانگیز دلم بر آتش هجران آن تذرو کباب سزد که روی من از خون بود چو روی تذرو سزد که روز من از غم بود چو پرّ غراب منازلی که بدی جایگاه راحت من شده ز دوری تو سربسر یباب و خراب گرفته خار همه معدن گل خودروی شده سراب همه جای لالهٔ سیراب یکی به نامه خبر کن که چند باید بود مرا به مهر تو در، وصل جوی و هجران یاب؟ (از لباب الالباب ج ۲ صص ۲۲۸-۲۳۶). و رجوع به فرهنگ سخنوران و مآخذ مندرج در آن شود.

کلمات هم‌قافیه با «دهخدای»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ای» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید