معنی دهانگیر
6 بازدید
[ دَ ] (اِ مرکب) لبیشه. لویشه. (لغت فرس اسدی، در کلمهٔ لبیشه). لبیش دهان گیر اسب بود. (لغت نامهٔ اسدی). || (نف مرکب) آنکه دهان مردم را از پوچ گفتن ببندد. (از ناظم الاطباء) (آنندراج). || در بیت زیر به معنی پوچ گو به کار رفته و این محل تأمل است. (از آنندراج): اگرچه مطلع غرای من جهانگیر است ولی چه چاره کنم مدعی دهان گیر است. میرزا عبدالغنی قبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دهانگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر