معنی دهانکجی
6 بازدید
[ دَ کَ ] (حامص مرکب) عمل خمانیدن دهان. (یادداشت مؤلف). || کنایه است از لجبازی و نشان دادن مخالفت و ناسازگاری خود با کسی یا چیزی. (از یادداشت مؤلف). و رجوع به دهن کجی شود.
کلمات همقافیه با «دهانکجی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «جی» برای سرودن شعر