معنی دهانشویه
5 بازدید
[ دَ یَ ] (اِ مرکب) وسیلهٔ شستشوی دهان. پارچهٔ نازکی که در میان آن اسفرزه یا چیزی شبیه به آن ریزند و بر سر آن چوبی تنک بندند و دهان مریض را بدان شویند. (یادداشت مؤلف). || داروی جامد یا مایع که بدان درون دهان پاکیزه کنند. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دهانشویه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یه» برای سرودن شعر