معنی دهاده

معنی دهاده

5 بازدید
[ دِ دِهْ ] (اِ مرکب) تکرار زدن. (انجمن آرا). آواز ده و ده. بزن بزن. (یادداشت مؤلف). || بگیر بگیر. گیرودار جنگ. غوغای جنگ. داروگیر: زواره بیامد ز پشت سپاه دهاده برآمد ز آوردگاه.فردوسی. دهاده برآمد ز قلب سپاه ز یک دست رستم ز یک دست شاه. فردوسی. دهاده برآمد ز هر دو گروه بیابان نبد هیچ پیدا ز کوه.فردوسی. دهاده خروش آمد و داروگیر هوا دام کرکس شد از پر تیر.فردوسی. غو های و هو از دو لشکر بخاست جهان پر دهاده شد از چپ و راست.اسدی. روا رو برآمد ز درگاه شاه دهاده برآمد ز ماهی به ماه.؟ - دهاده زدن؛ کنایه از دهاده گفتن؛ و ده امر است از دادن که به مجاز به معنی ضرب مستعمل می شود و بدین معنی نیز مشترک است در هندی. (آنندراج): دهاده زدند از دو سو صف زنان چو غرنده شیران همه کف زنان. هاتفی (از آنندراج). || بانگ و فریاد. (از برهان). دها. رجوع به دها شود. || فریاد در استمداد و یاری. (ناظم الاطباء).
[ دِ دِهْ ] (اِ مرکب) از تمام محله های شهر. (ناظم الاطباء). || از محلی به محلی. (از ناظم الاطباء). || از هر قسمت و از هر جهت و از هر مقام. (ناظم الاطباء).
[ دَ دِهْ ] (ع اِ) جِ دهداه. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). رجوع به دهداه شود.

کلمات هم‌قافیه با «دهاده»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ده» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید