معنی دهاء
5 بازدید
[ دَ ] (ع مص) زیرک گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). داهی شدن. (تاج المصادر بیهقی). زیرک شدن. (یادداشت مؤلف). || (اِمص) زیرکی و کاردانی. دهی. جودت رای. تیزی ذهن و جودت فهم. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء). و رجوع به دها شود.
کلمات همقافیه با «دهاء»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اء» برای سرودن شعر