معنی دنیق
9 بازدید
[ دَ ] (ع ص) کسی که تنها خورد در روز و در شب در روشنی ماه تا مهمان او را نبیند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء). || کسی که بر عیال خود تنگ گیرد. ج، دُنُق. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دنیق»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یق» برای سرودن شعر