معنی دنیاگیر
7 بازدید
[ دُنْ ] (نف مرکب) دنیاگیرنده. که دنیا را بگیرد. جهانگیر. (از یادداشت مؤلف). || (ن مف مرکب) که دنیا او را بگیرد. که حرص به دنیا او را گرفتار سازد. که مفتون و دلدادهٔ دنیا باشد. شیفتهٔ تعلقات دنیوی. دنیاپرست. (از یادداشت مؤلف). - امثال: دنیاگیر که نخواهم (نخواهی) شد؛ دایم در دنیا نخواهم (نخواهی) ماند. (یادداشت مؤلف). رجوع به دنیاپرست شود.
کلمات همقافیه با «دنیاگیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر