معنی دنگ و دوال
9 بازدید
[ دَ گُ دَ ] (ترکیب عطفی، اِ مرکب) دوالی و ریسمانی است که بر آن زنگولهٔ بسیار آویزند و مسخرگان خاصه غلامان عباسی به کمر بندند بطوری که زنگوله ها بر کفل و دور کمر آویخته ماند و به همان قسم رقص کنند و اصول آورند. (لغت محلی شوشتر). || کنایه است از اسباب تجمل و شأن و شوکت. (آنندراج) (لغت محلی شوشتر): بعد مردن طمطراق شیخ افزون می شود طبل رحلت بهر او دنگ و دوالی بیش نیست. قبول (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دنگ و دوال»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ال» برای سرودن شعر