معنی دنوع
8 بازدید
[ دُ ] (ع مص) ناکس و بخیل گردیدن. (منتهی الارب) (آنندراج). و رجوع به دناعة شود. || (اِمص) خضوع. ذل. خواری. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دنوع»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وع» برای سرودن شعر