معنی دندک
8 بازدید
[ دُ دُ ] (ع ص، اِ) قچقاری که چون به رفتار آید گوشت وی بلرزد از فربهی. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دندک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دک» برای سرودن شعر