معنی دندش
8 بازدید
[ دَ دِ ] (اِمص) دندیدن. (ناظم الاطباء). اسم مصدر از دندیدن. نجوا. رمز. (یادداشت مؤلف). سخن گفتن باشد با کسی چنانکه دیگری درنیابد. و به عربی رمز و ایما نامند. (از آنندراج) (برهان). سخن و کلام مرموز. و رجوع به دندیدن شود. || نمازی که آهسته خوانده شود. || لندیدن از خشم. || زمزمه کردن از شعف. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دندش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دش» برای سرودن شعر