معنی دندان‌کن

معنی دندان‌کن

7 بازدید
[ دَ کَ ] (نف مرکب) کنندهٔ دندان. برون کنندهٔ دندان. کشندهٔ دندان : کسی که با تو به دندان زنی برون آید بود زمانه مر او را به قهر دندان کن.سوزنی. لبم بی آب چون دندان شانه ست ازین دندان کن آئینه سیما.خاقانی. سر دندان کنش را زیر چنبر فلک دندان کنان آورده بر در.نظامی. رجوع به دندان کندن شود. || (اِ مرکب) کلبتین و ابزاری که بدان دندان را برمی کنند. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «دندان‌کن»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «کن» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید