معنی دندانکة
8 بازدید
[ دَ کَ ] (معرب، اِ) دندانه. (یادداشت مؤلف): و علی الغلق مفتاح معلق طوله سبعة اذرع له اربعة عشر دندانکة اکبر من دستج الهاون. (معجم البلدان ، در کلمهٔ سد یأجوج و مأجوج). رجوع به دندانه شود.
کلمات همقافیه با «دندانکة»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «کة» برای سرودن شعر