معنی دندانقان

معنی دندانقان

26 بازدید
[ دَ دا نَ ] (اِخ) شهری است به نواحی مرو. (منتهی الارب). شهرکیست [ به خراسان ] اندر حصاری، مقدار پانصد گام درازی اوست اندر میان بیابان و بیرون از وی منزلگاه کاروان است. (حدود العالم). شهرکیست در نواحی مرو شاهجان میان سرخس و مرو و فعلاً خراب است و جز یک رباط و یک مناره از آن باقی نمانده است. (از معجم البلدان ). شهری به ناحیهٔ مرو شاهجان بوده است به فاصلهٔ ده فرسنگی جنوب غربی آن بر جادهٔ بین مرو و سرخس کوچک ولی مستحکم، و آنجا بین سلطان مسعود غزنوی با سلاجقه جنگی روی داد و مسعود مغلوب و منهزم شد (۸ رمضان ۴۳۱ هـ . ق.). بیهقی که خود این واقعه را به چشم دیده شرح آنرا در تاریخ مسعودی آورده است. طوایف غز آن را در ۵۵۳ هـ . ق. تاراج کردند، یاقوت (قرن ۷ هـ . ق.). ویرانه های آن را دیده است. (از دایرةالمعارف فارسی): چون به دندانقان هزیمت افتاد و ما را این حال پیش آمد خبر یافتم که حال این محمدآباد چنان شد که جفت واری زمین به یک من گندم می فروختند و کس نمی خرید. (تاریخ بیهقی چ ادیب ص ۶۲۲).

کلمات هم‌قافیه با «دندانقان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید