معنی دندانزد
8 بازدید
[ دَ زَ ] (ن مف مرکب) دندان زده. زده شده به دندان. || کنایه از طمع کرده شده است. (آنندراج). مطلوب و آرزوشده. (ناظم الاطباء): دندان زد هزار نگاه گرسنه بود لعل لبش که باده به آن رنگ و بو نبود. نظیری (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دندانزد»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «زد» برای سرودن شعر