معنی دنح

معنی دنح

7 بازدید
[ دِ ] (سریانی یا آرامی، اِ) به لغت سریانی به معنی طلوع است و مراد طلوع عیسی (ع) است از نهر اردن، رود معروف نزدیک دمشق. (آنندراج) (از برهان). از لغاتی که از آرامی گرفته شده یکی هم دنح است که اکثر نویسندگان اخبار و تاریخ آن را به صورت ذِبح تصحیف کرده اند. (از نشوءاللغة ص ۶۹). || عیدی است مر ترسایان را. (منتهی الارب). عیدی است میان عیسویان که روز دوازدهم تولد عیسی مقرر شده، گویند در آن روز ستاره ای عجیب که قصهٔ آن در انجیل است طلوع کرده که دلالت بر ظهور عیسی داشته. (از آنندراج). عیدی است مر ترسایان را که عید خاج شویان باشد. (ناظم الاطباء). || نام روز ششم کانون الآخر. (از برهان) (از انجمن آرا) (از آنندراج) (ناظم الاطباء). ششم روز است از کانون آخر، و بدین روز یحیی بن زکریا عیسی بن مریم را به جوی اردن تعمید کرده است. (التفهیم ص ۲۴۸).
[ دَ ] (ع اِمص) خواری و مذلت. (ناظم الاطباء).
[ دَ ] (ع مص) به معنی دنوح است. (ناظم الاطباء). رجوع به دنوح شود.

کلمات هم‌قافیه با «دنح»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نح» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید