معنی دنج
9 بازدید
[ دُ نُ ] (ع ص، اِ) جِ دَنوج. (منتهی الارب) (از آنندراج). || جِ داناج است، به معنی دانشمند که معرب داناست. (آنندراج). جِ داناج. (ناظم الاطباء). رجوع به دانا و داناج شود.[ دِ ] (ترکی، ص) در اصطلاح عامیانه از کلمهٔ «دینج» ترکی به معنی خلوت و آرام. جای بی آمد و شد. جایی که خلوت و بی شور و جلب و هیاهو باشد. آرام و آسوده: گوش دنج. گوشهٔ دنج. (یادداشت مؤلف). جای امن و امان و جای آسایش و مخلا بطبع. (ناظم الاطباء). || در آذربایجان به صورت صفت برای انسان (مخصوصاً کودکان) آرام و بی آزار بکار رود، گویند: فلان کودک دنج است یا نادنج است. دنج بنشین. دنج بمان.
کلمات همقافیه با «دنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر