معنی دنبوقه
8 بازدید
[ دُمْ قَ / قِ ] (اِ) موی از پس سر آویخته. || شمله و طرهٔ دستار. (ناظم الاطباء) (از برهان) (از آنندراج) (از انجمن آرا) (از شرفنامهٔ منیری). علاقه. ریشه. فش. طرهٔ دستار، و آن تارهای بی پود پایان آن است که زینت را گذارند چنانکه در بسط و فرشها نیز. (یادداشت مؤلف). و رجوع به ریشه و مترادفات دیگر شود.
کلمات همقافیه با «دنبوقه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «قه» برای سرودن شعر