معنی دنبلیچه
6 بازدید
[ دُمْ بَ / بُ چَ / چِ ] (اِ مصغر) دم گونه ای که بر بن دنبهٔ گوسفند آویخته است. (یادداشت مؤلف). || استخوانی که در ته ستون فقرات گوسفند است. (یادداشت مؤلف). || دمغزه. عصعص. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دنبلیچه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «چه» برای سرودن شعر