معنی دنبر
7 بازدید
[ دَمْ بَ ] (ص) دَمَر یا وارونه. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف). رجوع به دمر شود.[ دَمْ بَ ] (اِخ) نام شهری است به هندوستان. (از برهان) (از شرفنامهٔ منیری) (از ناظم الاطباء). رشیدی گوید که این لفظ، ونبر است به کسر واو، و دال تصحیف است. (از آنندراج). ظاهراً صورتی از دنپر است و آن خود مخفف دنپور باشد. (یادداشت مؤلف). رجوع به دنپور شود: سوی کشور هندوان کرد رای سوی کابل و دنبر و مرغ و مای.فردوسی. کجا نام آن نامور مای بود به دنبر نشسته بت آرای بود.فردوسی. همه کابل و دنبر و مای و هند ز دریای چین تا به دریای سند.فردوسی. تویی پهلوان جهان کتخدای به فرمان تو دنبر و مرغ و مای.فردوسی.
کلمات همقافیه با «دنبر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «بر» برای سرودن شعر