معنی دنباوندی
7 بازدید
[ دَمْ وَ ] (ص نسبی) دماوندی. منسوب است به دنباوند و آن ناحیه ای است از سرزمین ری که دماوند نیز نامیده می شود. (از لباب الانساب).[ دَمْ وَ ] (اِخ) سلیمان بن مهران دنباوندی اعمش کوفی، مکنی به ابومحمد. از پیشوایان نامی علم حدیث بود که پدرش به کوفه مهاجرت کرد و او به سال ۶۰ یا ۶۱ هـ . ق. در آنجا بدنیا آمد و به سال ۱۴۸ هـ . ق. درگذشت. از ابووائل و ابراهیم تیمی و جز وی روایت کرد و ابواسحاق و جز او از وی روایت دارند. دنباوندی از ثقات و مردی عالم و فاضل بود. (از لباب الانساب).
کلمات همقافیه با «دنباوندی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دی» برای سرودن شعر