معنی دنبال کردن
5 بازدید
[ دُمْ کَ دَ ] (مص مرکب) پی کردن. تعقیب کردن. تعاقب کردن. به دنبال کسی رفتن. تعقیب. (یادداشت مؤلف). - دنبال کردن کسی (کاری) را؛ تعقیب. تعقیب کردن. عقب وی رفتن. عقب آن را گرفتن. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دنبال کردن»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «دن» برای سرودن شعر