معنی دنب

معنی دنب

6 بازدید
[ دُمْبْ ] (اِ) دم و دمب و ذنب. (ناظم الاطباء). به معنی دم است که در مقابل سر باشد و به عربی ذنب خوانند. (برهان) (از لغت محلی شوشتر). به معنی دم بهائم است. (از غیاث). دم، اعم از آنکه از حیوان باشد یا پرنده. دمب. ذنب عرب معرب از این کلمهٔ فارسی است. (یادداشت مؤلف): چو باز دانا کو گیرد از حباری سر به گرد دنب نگردد بترسد از پیخال.زینبی. و بغیر از دنب ایشان [ دو سوسمار ] هیچ عضو پیدا نه... دنب ها را در خود گیرند. (ترجمهٔ محاسن اصفهان ص ۴۰). گر بری گوش ور کنی دنبم بنده از جای خود نمی جنبم. (از امثال و حکم دهخدا). اهلب؛ دنب بریده. دنب بسیارموی. کیسار؛ دنب برداشتن اسب در دویدن. لألاة؛ دنب جنبانیدن آهوبرگان. (منتهی الارب). و رجوع به دم شود.
[ دِنْ نَ ] (ع ص) کوتاه بالا. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج).

کلمات هم‌قافیه با «دنب»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «نب» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید