معنی دنانیر
6 بازدید
[ دَ ] (ع اِ) جِ دینار. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد). جِ دینار، چرا که دینار در اصل دِنّار بود پس نون اول را به یاء بدل کردند در حالت جمع، نون اصلی که به یاء بدل شده بازآمد. (غیاث) (آنندراج): و ایضاً معاویه امر به ضرب دنانیری نمود که بر روی آنها صورتی که شمشیر حمایل گردن کرده نقش کنند. (رسالهٔ اوزان و مقادیر). و رجوع به النقود العربیة صص ۱۱۰ -۱۱۸ شود.[ دَ ] (اِخ) آوازخوان و خادمهٔ یحیی بن خالد برمکی وزیر نامی عباسیان بود و شاگردی ابراهیم موصلی و پسرش اسحاق موصلی موسیقی دانان معروف را داشت. هارون الرشید عاشق آواز وی بود و به مهمانی یحیی می رفت و از صدای او لذت می برد. او همراه صدای دلکش، حسنی بدیع و طبعی لطیف داشت و اشعاری نیکو می سرود. (از قاموس الاعلام ترکی).[ دَ ] (اِخ) خادمهٔ ابن کناسه و زنی زیبا و از شعرا و صلحا بود و با شعرا و ادبا صحبت و مشاعره داشت. (از قاموس الاعلام ترکی).
کلمات همقافیه با «دنانیر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یر» برای سرودن شعر