معنی دنان

معنی دنان

6 بازدید
[ دَ ] (نف، ق) (دن +ـان) صفت بیان حالت از دنیدن در حال دنیدن. (یادداشت مؤلف). رفتار به نشاط و خرامان. (ناظم الاطباء) (برهان). مرادف چمان. (انجمن آرا). || راه روندهٔ به نشاط و خرامان. (ناظم الاطباء) (برهان). آنکه همی رود به نشاط، گویند: همی دند و دنان است. (لغت فرس اسدی): طوطی میان باغ دنان و کشی کنان چنگش چو برگ سوسن و پرّش چو برگ نی. منوچهری. اگرچه خر به نیسان شاد و فیران و دنان باشد زبهر خر نمی گردد به نیسان دشت چون بستان. ناصرخسرو. ای همه ساله دنان به گرد دنان در من نه به گرد دنانم و نه دنانم.ناصرخسرو. و رجوع به دنیدن شود. - دمان و دنان؛ شتابان و خرامان. روان تند و آهسته : چو در سبزه دید اسب را دشتبان گشاده زبان شد دمان و دنان.فردوسی. پس اندر سپاه منوچهرشاه دمان و دنان برگرفتند راه.فردوسی. بیفتاد و برگشت از او بادپای همی شد دمان و دنان باز جای.فردوسی. || از خشم و قهر به جوش آینده. (ناظم الاطباء) (از برهان). مرادف دمان. (آنندراج) (انجمن آرا). از خشم جوشان. (شرفنامهٔ منیری). پرهیجان. (فرهنگ لغات شاهنامه).
[ دِ ] (ع اِ) جِ دَنّ. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب). رجوع به دن شود.
[ دَنْ نا نِ ] (اِخ) به صیغهٔ تثنیه، نام دو کوه که هر یک از آن دو را دَنّ نامند. (از آنندراج) (ناظم الاطباء) (از معجم البلدان ) (منتهی الارب).

کلمات هم‌قافیه با «دنان»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «ان» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید