معنی دناءت
7 بازدید
[ دَ ءَ ] (از ع، اِمص) دناءة. پستی و فرومایگی و دونی و پست فطرتی و ناکسی و زبونی و کمینگی. (ناظم الاطباء) (از غیاث). ناکسی و زبونی. (آنندراج). بخل. حقارت. خساست. رذیلت. خست. سفالت. وغادت. نانجیبی. لآمت. (یادداشت مؤلف): از دناءت شمر قناعت را همتت را که نام کرده ست آز. ؟ (از کلیله و دمنه). می بینم که کارهای زمانه روی به ادبار دارد و افعال ستوده و اقوال پسندیده مدروس گشته... و لؤم و دناءت مستولی. (کلیله و دمنه). قناعت از دناءت همت... باشد. (کلیله و دمنه). دناءت همت و خساست ابوت او از... مانع شد. (ترجمهٔ تاریخ یمینی). - دناءت طبع؛ پستی فطرت و بخالت. (ناظم الاطباء). || بی پروایی از ملامت و حقارت و بیقدری. || بخالت. (ناظم الاطباء).
کلمات همقافیه با «دناءت»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ءت» برای سرودن شعر