معنی دم سیاوش
7 بازدید
[ دَ مِ وُ ] (اِ مرکب) چوبی است که جامهٔ سرخ بدان زنند، و آن را خون سیاوش و خون سیاوشان و دار پرنیان و سیاوشان نیز گویند و به تازی دم الاخوین و به هندی بکم گویند، و وجه تسمیه آن است که چون افراسیاب سیاوش را کشت جایی که خون او بر زمین ریخته شد همان زمان این درخت از آن مقام رسته. (شرفنامهٔ منیری). و رجوع به مترادفات کلمه شود.
کلمات همقافیه با «دم سیاوش»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وش» برای سرودن شعر