معنی دمیک
7 بازدید
[ دَ ] (اِ) زمین و مرز و بوم. (ناظم الاطباء) (از انجمن آرا) (از برهان) (آنندراج). صورت دیرینهٔ کلمهٔ زمین.[ دَ ] (ع اِ) برف. (ناظم الاطباء) (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || (ص) شَهْرٌ دمیک؛ ماه تمام. (منتهی الارب) (از ناظم الاطباء). ماه تمام. (آنندراج) (از اقرب الموارد).[ دَمْ یَ / دَ مَ یَ ] (اِخ) نام قریه ای در نزدیکی غزنین که شهاب الدین غوری به زخم یکی از ملاحده در آنجا کشته شد. (از برهان) (از فرهنگ جهانگیری) (از آنندراج).
کلمات همقافیه با «دمیک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «یک» برای سرودن شعر