معنی دمیاطی

معنی دمیاطی

8 بازدید
[ دِمْ ] (ص نسبی) منسوب به دمیاط که شهری است به مصر. || (اِ) نوعی از جامهٔ لطیف که از شهر دمیاط آرند. (آنندراج) (از غیاث) (از ناظم الاطباء).
[ دِمْ ] (اِخ) بکربن سهل بن اسماعیل بن نافع دمیاطی، مکنی به ابومحمد (۱۹۶ -۲۸۹ هـ . ق.). او راست: کتاب تفسیر قرآن. (از یادداشت مؤلف) (از اسماء المؤلفین).
[ دِمْ ] (اِخ) خالدبن محمدبن عبید... دمیاطی، معروف به ابن عین الغزال. از فقهای مالکی بود و از عبیداللََّه بن ابی جعفر دمیاطی و جز وی روایت کرد. او از ثقات بود و به سال سیصدوسی واند درگذشت. (از لباب الانساب).
[ دِمْ ] (اِخ) شهاب الدین احمدبن محمدبن احمدبن عبدالغنی دمیاطی شافعی، مشهور به البنا. وی در دمیاط بدنیا آمد و در آنجا به تحصیل پرداخت و سپس به قاهره رفت و به تحصیل علوم مختلف اشتغال ورزید و بعد به حجاز رفت و سرانجام به دمیاط برگشت. او آخرین کسی است که به طریقهٔ نقشبندیه قیام کرد. دمیاطی دوباره به حجاز رفت و در مدینهٔ منوره درگذشت و در قبرستان بقیع بخاک سپرده شد. او راست: ۱ - اتحاف فضلاء البشر بالقراآت الاربعةعشر. ۲ - حاشیه ای بر شرح جلال الدین المحلی علی الورقات از امام الحرمین. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱ ص ۸۸۵). احمدبن محمد معروف به بناء متوفی ۱۱۱۷ هـ . ق. محدث مصری و از ارکان طریقهٔ نقشبندیه. اثر معروفش اِتحاف فضلاء البشر بالقراآت الاربعةعشر است. در سومین سفر حج در مدینه درگذشت. (از دایرةالمعارف فارسی).
[ دِمْ ] (اِخ) شیخ محمد دمیاطی شافعی، معروف به خضری. از بزرگان علمای شافعی بود. به سال ۱۲۱۳ هـ . ق. بدنیا آمد و به سال ۱۲۸۷ هـ . ق. درگذشت. دمیاطی در مدرسهٔ طبرسیهٔ قاهره به تحصیل پرداخت و در علوم معقول و منقول تبحری شگرف پیدا کرد و بتدریس و افاده پرداخت. او راست: ۱ - اصول الفقه. ۲ -حاشیهٔ خضری بر شرح ابن عقیل بر ابن مالک. ۳ -حاشیهٔ خضری بر شرح ملوی بر السمرقندیه (در علم بیان). ۴ - رساله ای در مبادی علم تفسیر. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱ ص ۸۸۶).
[ دِمْ ] (اِخ) شیخ محمد قاضی. او راست: الدلیل التام علی مرشد الانام. (از معجم المطبوعات مصر).
[ دِمْ ] (اِخ) محمد افندی حمدی، معروف به نشار. از شعرا بود. او راست: ثمرات الافکار، که دیوان اشعار اوست. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱ ص ۸۸۶).
[ دِمْ ] (اِخ) مصطفی افندی. استاد مدارس دولتی. او راست: ۱ -اجمال الکلام فی العرب و الاسلام. ۲ -التاریخ الاثری من القرآن الشریف. (از معجم المطبوعات مصر ج ۱ ص ۸۸۷). زرکلی مرگ وی را به سال ۱۳۵۹ هـ . ق. ذکر کرده است.

کلمات هم‌قافیه با «دمیاطی»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «طی» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید