معنی دمچه

معنی دمچه

6 بازدید
[ دُ چَ / چِ ] (اِ مصغر) دم کوچک مانند دم مرغ و دم طاوس. (ناظم الاطباء). دم کوتاه را گویند. (برهان) (آنندراج). دم خرد: و آن یکی روشن که به دمچهٔ او [ دجاجه ] است ردف خوانند. (التفهیم). || ساقهٔ کوچک. || سبد چوبی. || خاشاک. || هر گیاه سه برگه مانند یونجه و شبدر. (ناظم الاطباء). || دنبلیچه. دمغزه. (یادداشت مؤلف): و چون گاو کشته بودند پاره ای از آن دمچهٔ او برداشتند. (ترجمهٔ تفسیر طبری). ابوالفتوح رازی در تفسیر در این مورد افزوده است: ضحاک گفت زبانش بود سعید جبیر گفت دمغزه بود مجاهد گفت دنبالش بود. || دنبالهٔ هر چیز را گفته اند. (برهان) (آنندراج). - دمچهٔ چشم؛ دنبالهٔ چشم : زنخش چیست یکی گوی بلورین در مشک ابرویش چیست دو چوگان طلی کرده نگار دمچهٔ چشم کدام است و دماوند کدام حلقهٔ زلف کدام است و کدام است تتار. انوری. || دم دانهٔ انگور. دم بادام. دم گردو و غیره. (یادداشت مؤلف). چوب خرد که پاره میوه ها را به خوشه یا شاخ پیوندد. چنبه. جمبه. قمع. ذفروق. (یادداشت مؤلف): فصیط؛ دمچهٔ خرما. (منتهی الارب). || بادزنی که از موی اسب سازند. (ناظم الاطباء).

کلمات هم‌قافیه با «دمچه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «چه» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید