معنی دم‌لابه

معنی دم‌لابه

8 بازدید
[ دُ بَ / بِ ] (اِ مرکب) لابه کردن سگ به دم برای نان و جز آن. (از یادداشت مؤلف). دم جنبانیدن سگ و عجز و الحاح او برای نان و غیره، و معنی ترکیبی آن لابه که به دم کند. (آنندراج) (انجمن آرا). غلطیدن و دم گردانیدن سگ را گویند. (دهار) (از برهان). || به معنی تملق و چاپلوسی و عجز و فروتنی، مجاز است و با لفظ کردن مستعمل. (آنندراج). کنایه از چاپلوسی و تملق و عجز. (غیاث): ز دم لابهٔ سگ چه شادی فزود که از عفعفش موجب غم شود. میر غیاث الدین محمد. - دم لابه کردن؛ چاپلوسی و عجز نمودن : بس هزبری که بدین دل که تو داری امروز پیش تو فردا دم لابه کند چون روباه.فرخی. به ابن صبح که سرپنجه ها کند چو نجوم به ابن عرس که دم لابه ها کند چو کلاب. خاقانی. نَکْنم دم لابه بر در کس پیش تو کنم اگر کنم بس.خاقانی. - دم لابه کنان؛ تملق کنان. چاپلوسی کننده. در حال اظهار عجز و چاپلوسی : چون منعم خود شناختندش دم لابه کنان نواختندش.نظامی. - || سگ (ناظم الاطباء)، بمناسبت دم جنباندن.

کلمات هم‌قافیه با «دم‌لابه»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «به» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید