معنی دمص

معنی دمص

7 بازدید
[ دَ ] (ع مص) شتاب کردن. (منتهی الارب) (ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || افکندن ماده سگ بچه، و ماکیان تخم خود را. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || زاییدن و بیرون آوردن درندگان آنچه در شکم دارند. (از اقرب الموارد).
[ دَ مَ ] (ع اِمص) باریکی دنبالهٔ ابرو و ستبر بودن پیش آن. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج) (از اقرب الموارد). || کمی موی سر. (از منتهی الارب) (از ناظم الاطباء) (آنندراج). کم رشد و کم موی شدن جایی از سر. (از اقرب الموارد).
[ دِ ] (ع اِ) رستهٔ بنا و یا چینهٔ دیوار، و هرچه بر طراز رستهٔ بنا باشد دمص، و رستهٔ بنا را رهص گویند. (منتهی الارب) (آنندراج) (ناظم الاطباء) (از اقرب الموارد).
[ دُ ] (ع ص) جِ ادمص و دمصاء. (اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). رجوع به ادمص و دمصاء شود.

کلمات هم‌قافیه با «دمص»

مشاهده واژگان هم‌وزن و هم‌آهنگ ختم‌شده به «مص» برای سرودن شعر

راهنمای اختصارات لغت‌نامه دهخدا

نشانه‌های اختصاری و معانی آن‌ها

اِ = اسم

اِخ = اسم خاص

اِ صوت = اسم صوت

اِ فعل = اسم فعل

اِ مرکب = اسم مرکب

اِ مص = اسم مصدر

ص = صفت

ص نسبی = صفت نسبی

ن تف = نعت تفضیلی

نف = نعت فاعلی

ن ل = نسخه بدل

ن م = نعت مفعولی

ع = عربی

ظ = ظاهراً

ج = جلد

ج، = جمع

جِ = جمعِ…

جج، = جمع‌الجمع

ججِ = جمع‌الجمعِ…

ص = صفحه

صص = صفحات

مص = مصدر

مص مرکب = مصدر مرکب

ح = حاشیه

حامص = حاصل مصدر

چ = چاپ

|| = نشانه معنی بعدی مدخل

__ = نشانه ترکیب یا زیرمدخل

ق = قید

ق.م. = قبل از میلاد

م. = میلادی

(ص) = صلّی‌الله علیه و آله و سلم

(ع) = علیه‌السلام

(س) = سلام‌الله علیه

فان = فرهنگ اسدی نخجوانی

حفان = حاشیه فرهنگ اسدی نخجوانی

حبط = حبیب‌السیر چاپ طهران

خارج می‌شوید؟

برای خروج از سایت اطمینان دارید؟

برای دسترسی باید وارد شوید