معنی دمسیاه
8 بازدید
[ دُ ] (ص مرکب) که دُمی سیاه دارد. که دم آن سیاه است، اعم از حیوان یا پرنده. و در بیت ذیل صفت اسب است : خرامنده ختلی کش و دم سیاه تکاورتر از باد در صبحگاه.نظامی. || قسمی برنج از نوع خوب. نوعی برنج از جنس اعلا و ممتاز. (یادداشت مؤلف).[ دُ ] (اِخ) دهی است از دهستان جاپلق بخش الیگودرز شهرستان بروجرد با ۱۱۲۳ تن سکنه. آب آن از قنات و راه آن اتومبیلرو است. و شعبهٔ آمار و بهداری و پاسگاه نگهبانی دارد. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۶).
کلمات همقافیه با «دمسیاه»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «اه» برای سرودن شعر