معنی دمدمی
5 بازدید
[ دَ دَ ] (ص نسبی) (اصطلاح عامیانه) دمدمی مزاج. آنکه بر امری ثبات نورزد. آنکه هر ساعت رأی مخالف رأی پیشین دارد. آنکه بر قولی نپاید و زود تغییر عقیده دهد. بلهوس. متلون. متردد. دودل. (یادداشت مؤلف). در لهجهٔ امروز آذربایجان چنین شخص را دمدمکی گویند. || این وقت و همین دم. (لغت محلی شوشتر، نسخهٔ خطی کتابخانهٔ مؤلف).
کلمات همقافیه با «دمدمی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «می» برای سرودن شعر