معنی دمدراز
5 بازدید
[ دُ دِ ] (ص مرکب) هر حیوانی که دم آن دراز و طویل باشد. (ناظم الاطباء). دارای دم طویل. درازدم. || مار (عامه گمان برند که اگر اسم مار برند او از سوراخ برآید از این رو نام او نبرند و دم دراز گویند). (یادداشت مولف). || درازدنبال. با دنبالهٔ طویل.[ دُ دِ ] (اِخ) دهی است از دهستان هرسم بخش مرکزی شهرستان شاه آباد. با ۱۱۵۳ تن سکنه. آب آن از چشمه و راه آن اتومبیل رو است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۵).
کلمات همقافیه با «دمدراز»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «از» برای سرودن شعر