معنی دمحمح
6 بازدید
[ دَ مَ مَ ] (ع ص، اِ) مرد گرد سخت توانا. (منتهی الارب) (از نشوء اللغة ص ۱۳۰) (از اقرب الموارد).
کلمات همقافیه با «دمحمح»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «مح» برای سرودن شعر