معنی دمتک
5 بازدید
[ دُ تَ ] (اِ مرکب) صفراغون. عصفورالشوک. عصفورالسیاح. طروغلودقس. طروغلودیس. طرغلودیس. (یادداشت مؤلف). مرغی است برابر گنجشک پیوسته در کنار آب نشیند و دم جنباند و آن را به یونانی طرغلودیس و به عربی عصفورالشوک خوانند. (برهان) (آنندراج) (از ناظم الاطباء). و رجوع به دم به آب زنک و دم جنبانک شود.
کلمات همقافیه با «دمتک»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «تک» برای سرودن شعر