معنی دمتریوس
6 بازدید
[ دِ مِ ] (اِخ) پسر اوتیدموس که در نیمهٔ اول قرن دوم ق . م. تاج و تخت متصرفات اسکندر کبیر را در شرق ایران غصب کرد و به تسخیر پنجاب لشکر برد و در هندوستان و افغانستان حکومت راند. (از ایران در زمان ساسانیان ص ۴۱).[ دِ مِ ] (اِخ) دمتریوس اول، ملقب به منجی . از پادشاهان سلوکی فرمانروای متصرفات یونانی در آسیا (از ۱۶۲ تا ۱۵۰ ق . م.). وی نوادهٔ آنتیوخوس کبیر بود.[ دِ مِ ] (اِخ) دمتریوس اول، ملقب به پولیورکتس (شهرگیر) پسر آنتیگونوس اول پادشاه مقدونیه. وی کاساندر را در ترموپیلس مغلوب کرد ولی در ایپوس شکست خورد. دشمنان دمتریوس او را از سلطنت خلع کردند و راندند و وی به سلوکوس اول پناهنده شد (۲۸۸ ق. م .). آنتیگونوس دوم پسر او بود. وی به سال ۳۳۷ ق. م. متولد شد و در سال ۲۹۵ یا ۲۹۴ ق . م. به سلطنت جلوس کرد و به سال ۲۸۳ ق. م. درگذشت. (از دایرةالمعارف فارسی).[ دِ مِ ] (اِخ) دوم، از پادشاهان سلوکی ملقب به فاتح پسر دمتریوس اول، پادشاه متصرفات یونانی در آسیا (از ۱۴۶ تا ۱۲۵ ق. م .).[ دِ مِ ] (اِخ) دوم، پادشاه مقدونیه (۲۳۹ تا ۲۲۹ ق. م .). پسر آنتیگونوس دوم. دورهٔ سلطنتش قرین با آشفتگیهای جنگ و مهاجمات (بیشتر بر سر تصرف ایپروس) بود. اتحادیه های آیتولیایی و آخایایی بر ضد او متحد شدند و مغلوبش کردند. پسرش فیلیپ پنجم وارث او گردید. (دایرةالمعارف فارسی).
کلمات همقافیه با «دمتریوس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «وس» برای سرودن شعر