معنی دمبند
7 بازدید
[ دَ بَ ] (اِ مرکب) انبیق. (ناظم الاطباء). آلتی که در تقطیر مایعات بکار رود. || (نف مرکب) که دم بندد. که راه نفس گیرد. که از دم زدن بازدارد.
کلمات همقافیه با «دمبند»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ند» برای سرودن شعر