معنی دمامینی
4 بازدید
[ دَ ] (اِخ) بدرالدین محمدبن ابی بکربن عمر... قرشی مخزومی دمامینی مالکی اسکندری. وی در سال ۷۶۳ هـ . ق. در اسکندریهٔ مصر به دنیا آمد و در ادبیات به تحصیل پرداخت و در نحو و نظم و خط و فقه و قرآن به مقامی شامخ رسید و در مدارس مصر به تدریس پرداخت تا به استادی نحو در الازهر رسید. در سال ۷۹۴ به اسکندریه بازگشت و پس از تصادفات و حوادث بسیار در سال ۸۱۹ به حج رفت و به یمن وارد شد و از آنجا با کشتی به هندوستان عزیمت نمود و در آنجا سخت مورد استقبال و احترام قرار گرفت و در سال ۸۲۸ و به روایتی به سال ۸۳۸ در شهر کلبرجا به مرض سکته در گذشت . از آثار اوست: ۱ -تحفة الغریب بشرح مغنی اللبیب. ۲ -العیون الفاخرة الغامزة علی خبایا الرامزة. (از معجم المطبوعات). و نیز او راست: ۱- مختصر حیوة الحیوان مؤلَّف به سال ۸۲۳، ۲- شرح تسهیل مؤلَّف به سال ۸۲۰، که هر دو را به نام احمدشاه بن مظفرشاه از ملوک هند کرده و کتاب اخیر را تعلیق الفرائد نامیده است. ۳- جواهر البحر در عروض و شرح آن معدن الجواهر. ۴- شرح صحیح بخاری موسوم به مصابیح الجامع. (یادداشت مؤلف).
کلمات همقافیه با «دمامینی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نی» برای سرودن شعر