معنی دماحس
6 بازدید
[ دُ حِ ] (ع اِ) اسد که شیر باشد. (منتهی الارب) (آنندراج) (از اقرب الموارد) (ناظم الاطباء). ضیغم. ضرغام. غضنفر. لیث. هزبر. قسوره.
کلمات همقافیه با «دماحس»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «حس» برای سرودن شعر