معنی دمآهنج
7 بازدید
[ دَ هَ ] (ص مرکب) بادآلود و متورم. (ناظم الاطباء). || به دم کشنده. دم آهنگ. بلعنده. که چون اژدها به دم کشد و بکشد: اگر زآنکه خواهی بیابی رها ز چنگ دم آهنج نر اژدها.فردوسی. بدو گفت ای مردم بی بها ببین آن دم آهنج نر اژدها.فردوسی. که آن ترک در جنگ نر اژدهاست دم آهنج و در کینه ابر بلاست.فردوسی. به خشکی و دریا همی بگذرد نهنگ دم آهنج را بشکرد.فردوسی. || کم نفس. (ناظم الاطباء). به معنی دماور یعنی ضیق نفس است. (آنندراج). || نفس گیر. گیرندهٔ نفس : بر او کارگر خنجر و تیر نیست دم آهنج کوهیست نخجیر نیست.اسدی.
کلمات همقافیه با «دمآهنج»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «نج» برای سرودن شعر