معنی واژه دل جستن
6 بازدید
[ دِ جُ تَ ] (مص مرکب) دلجویی کردن. دلداری دادن. استمالت : از آن می خورد و زآن گل بوی برداشت پی دل جستن دلجوی برداشت.نظامی. دلم بجو که قدت همچو سرو دلجویست سخن بگو که کلامت لطیف و موزونست. حافظ.