معنی دلیخان
6 بازدید
[ دَ ] (مغولی، اِ مرکب) خان اقیانوس گیر، یا خان جهان گیر. (از سازمان اداری حکومت صفوی چ دبیرسیاقی حاشیهٔ ص ۴۰).[ دَ ] (اِخ) دهی است از دهستان گنبکی بخش فهرج شهرستان بم با ۲۲۷ تن سکنه. واقع در ۲۷ هزارگزی جنوب شرقی فهرج و کنار راه فرعی بم به بریگان. آب آن از قنات و محصول آن غلات، خرما، حنا و لبنیات و راه آن فرعی است. (از فرهنگ جغرافیایی ایران ج ۸).
کلمات همقافیه با «دلیخان»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ان» برای سرودن شعر