معنی دلکشی
6 بازدید
[ دِ کَ / کِ ] (حامص مرکب) دلکش بودن. خوش آیندی. ظرافت. زیبائی. خوشی. لطافت. (از ناظم الاطباء): ز دنیا چه دید او بدان دلکشی که من نیز بینم همان دلخوشی.نظامی. رجوع به دلکش شود.
کلمات همقافیه با «دلکشی»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «شی» برای سرودن شعر