معنی دلپر
21 بازدید
[ دِ پُ ] (ص مرکب) دل آکنده از غم و اندوه یا خشم و غضب. بسیار غمگین و اندوهگین یا خشمگین و غضبناک. رجوع به دل پری شود. - دل پر بودن؛ لبریز از شکایت بودن. (آنندراج): چون آستین همیشه جبینم ز چین پر است یعنی دلم ز دست تو ای نازنین پر است. غنی (از آنندراج). خالی نساخت گریه دلم را ز سیل خون از من چرا همیشه دل آسمان پر است. میر محمدهاشم شهید (از آنندراج). - دلِ پر داشتن از دست کسی؛ در اصطلاح عامیانه، به معنی دق دل داشتن و کینهٔ دیرینه نسبت به کسی ورزیدن و از او شکایت و دلخوری داشتن. (فرهنگ لغات عامیانه). ناراضی و رنجیده بودن. (فرهنگ عوام). سخت غمگین یا سخت کینه ور بودن. (یادداشت مرحوم دهخدا). کینهٔ ناگفته داشتن: دلش پر است؛ غمی بسیار و ناگفته دارد.
کلمات همقافیه با «دلپر»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «پر» برای سرودن شعر