معنی دلهره
7 بازدید
[ دِ هُ رَ / رِ / هُرْ رَ / رِ ] (اِ مرکب) (از: دل +هره، اسم صوت و آن در مقام حکایت فروریختن از جای است) فروریختن دل از ناگاهان. در اصطلاح عوام، قسمی ضربان قلب که از یاد آمدن امری خطیر پدید شود. اضطراب و ترس که حرکات قلبی را تندتر کند. تپش دفعی قلب. (یادداشت مرحوم دهخدا). شور زدن دل. تشویش: این حوض و این بچه ها مایهٔ دلهرهٔ شبانه روزی من شده اند. این پله های یخ زده مایهٔ دلهره است؛ یعنی قلب آدمی هربار که کسی خاصه طفلی از آن بالا یا پائین می رود به طپش می آید. (یادداشت مرحوم دهخدا).
کلمات همقافیه با «دلهره»
مشاهده واژگان هموزن و همآهنگ ختمشده به «ره» برای سرودن شعر